خرید بک لینک

دیروز یه مطلبی نوشتم وساطاش همکارم اومد سریع مجبور شدم بدمش پایین و بعدش سیستم خاموش کردم و خلاصه مطلب به فنا رفت. اما مضمونش یادم...

شنبه توی راه داشتم با خودم فکر میکردم دیدم شدم کوله باری از شکستهای متوالی... توی ذهن خودم عاشق شدم، عشق ورزیدم، عاشقی کردم ... اما همه یک طرفه... و بعد مجبور شدم با سردی دل بکنم .. دل بریدن از آدمی که حتی یک لحظه هم فکر نکرده این دختر با محبت نگاه کنم...

دور برم آدمهای هستن که تا سن 40 و حتی بیشتر ازدواج نکردن و من وقتی میبینمشون دلم براشون میسوزه. 

بعضی وقتها میگم با نفر بعدی که اومد خاستگاری حتما ازدواج میکنم ولی بعد یادم میافته که بیشتر خاستگاری ها از طرف خود همون پسرا برهم خوردن نه من و اینجاست که به اوج تنهایی میرسم

داشتن همراه و شریک تو زندگی خیلی خوبه

برچسب: نویسنده: هیراد اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 21:26

صفحه بندی